زندگی گیمی من - پارت 1
ازونجایی که بچه اول بودم و بچه های اول همیشه تحت آزمایش های ندونم کاری خانواده قرار میگیرن مارو همون 4-5 سالگی گذاشتن جلوی یدونه ازین مانیتور های قدیمی که برآمده هستند و گفتن بفرمااااااا
اولین بازی که تجربه کردم :)
a bugp's life
زندگی یک حشره

آرره داوش فکر کردی اینجا زومجی و گیم فاعه که مردم اولین تجربه شون دووم و کالاف دیوتی باشه :/؟!
واقعیتش گیم اونموقع برام یه دنیای جدید بود . خیلی سریع اعتیاد پیدا میکردم چون اصلا قابل توصیف نبود . یعنی باورم نمیشد یه چیزی رو دارم کنترل میکنم تو یه جهان دیگم راه میره میپره عررررر
البته به علت سن پایین همون مراحل اول بازی برای همیشه گیر کردم .
یه مرحله بود که توش باید از سد یه سوسک ازینا که دیدید جمع میشن میرن تو خودشون :/ ازینا رد میشدیم ولی نمیفهمیدم چیکار کنم .
خلاصه همونجا پروندش ناتمام موند .
کل خانواده جمع شد نتونست ردش کنه
ولی پای من به دنیایی باز شد که فکرشم نمیکردم :)) بعد این بازی یه بازی ریسینگ نصب کردیم روی سیستم . سیستمی که گرافیکش 128 mb بود و اگه بخوام درست تر بیان کنم
برای
اون
زمان
خودشم
آشغال بود :/
شانس مارو -.-