من از قصد درباره خاطراتم نمینوشتم چون دلم میخواست بازدید زیاد شه بعد خوهان پیدا کنه :/ ولی الان گفتم بزا بنویسم ، فردا رو چه دیدی ...
پس کمر بندا رو سفت کنید که استاد خاطره گویی رسید :) از شانس خوبتون من به خاطر اینکه زیاد فامیل و آشنا نداشتم خاطرات خیلی دقیق تو ذهنم موندن *)
محله ای که ما توش زندگی میکردیم یه جای مذهبی، تو یه شهر مذهبی بود که اصلا شرط خونه داشتن تو اون مجتمع شیخ بودن بود بوده :| همونطور که گفتم آشنا های فیزیکی خیلی نداشتیم پس گیمای جدید و اینام خیلی تجربه نکردم
خب یه کاراکتر خوب و شخصیت پردازی مناسب توی دنیای بازی ها همیشه از یه جایی شروع میکنه درسته ؟ هرجا ! مثلا خونه ، یه قصر یه زندان هرجایی و همینطوری میره و میره ، کلی ماجرا تجربه میکنه تا میرسیم به آخر بازیمون .
وقتی به آخر ماجرا میرسیم کاراکترمون تغییر کرده ...
درسته ! این تغییر کردن شخصیت یکی از نکات مهمه کاراکتر های خوبه :) . شخصیت داستان باید یه تغییری بکنه . یه چیزایی یاد میگیره ، شکست میخوره ، پیروز میشه ،تجربه میکنه و در نهایت به یه شخصیت جدید تر بدل میشه
هرچقدر بازی بتونه اون درگیری درون کارکتر و با دنیای بیرونش بیشتر نشون بده ، شخصیت ما بیشتر تو ذهن میمونه . بخوام براتون مثلا بزنم :
لارا کرافت که تو نسخه اول جیغ میزد، گریه میکرد میترسید تو نسخه های بعدی هی شجاع تر و شجاع تر شد
لیان اسکندی که یه پلیس بدبخت تازه کار بود اومد راکون سیتی و اونقدر درگیر زامبی ها و هیولا ها شد که توی نسخه چهارم ماموریت داشت بره دختر رئیس جمهور رو نجات بده !
خلاصه ازین کاراکترها کم نیست . کریتوس، دانته، الی و ...
در گذشته که کسی خیلی به این مورد اهمیت نمیداد از شخصیت ها مثل رخت چوب لباسی استفاده مشد :/ یعنی همینطوری الکی یه چیزی میساختن و میرفتن جلو . کاری که الان کم انجام میدن و یا شاید بخوان به یه چیز دیگه تاکید کنن میان کاراکتر رو ساده میسازن .
خب این شیوه ها قدیمی شدن اما جنبش های فمنیستی و آبدوخیاری مثل woke ها فکر میکنن اگه ادای قدیمیا رو دربیارن، مثلا جبران کردن . درسته که تعداد شخصیت های مرد تو تاریخ نسبت به زنا بیشتر بوده اما شما اینم در نظر بگیرید که بابا :/ اون مردا 80 درصدشون بدردنخور ساخته شدن، همینطوری طراحی شدن که بازی جلو بره ولی کاراکتر های زن رو نگاه کنید ! به خاطر اینکه متفاوتن و باهاشون مثل مردا برخورد نشده اکثرشون موندگار و خوش ساختن .
سفر شخصیت تو بازی های داستانی به ماجراجویی ما عمق میده و مارو تو خودش غرق میکنه . شخصیت ما چه زن باشه چه مرد چه حتی یه چیز تخیلی یه سری ویژگی هایی داره
از ویژگی های ظاهری گرفته تا باطنیش وقتی در طول این داستان تغییر میکنن بهمون حس اینو میده که با یه ماکت بی جان طرف نیستیم بلکه یه موجود باهوشه که داره یاد میگیره ، شکست میخوره و تجربه میکنه . این تجربه رو میتونید توی دیالوگ هاش ببینین:) یا توی رفتارش
ویژگی های ظاهری دانته : موهای سفید ، به شدت کراش ^_^ ، جذاب و به شدت قوی ":) . . ویژگی های رفتاری : سرخوش و اهل تیکه انداختن های فراوان، رفیق دوست و با مرام
کسی ویژگی دیگه ای هم ازش دیده بگه :|
مثلا اول بازی شاید یارو مشکل روانی داشته آخر بازی بهتر میشه یا اول بازی یه کار زشتی میکرده آخر بازی دیگه ترکش میکنه
هرچی این مسیر منطقی تر و حساب شده تر باشه شخصیت بیشتر تو دل مردم جا میگیره ":) مثلا کریتوس به خاطر انتقام گرفتناش خیلی معروفه که آخرش میفهمه کار خوبی نیست .
بعد چهار نسخه :/
این مسیر رو با کلی چیز میز میشه ساخت که بهتون تو قسمت های بَعُدی میگم :)
توی پست بهینه سازی و بس یاددداشت کرده بودم که بهینه نکردن بازیها به بهونه اینکه الان نسل نهم هستیم شده کار خیلی از استدیو های گشاد شده . استدیو هایی که یه بازی با گرافیک معمولی رو نیازمند یه سیستم قوی میکنن. کنسول دارا اینو نمیفهمن ولی بیشتر از نصف گیمر های جهان کامبیوتر هستن :/
واقعا چرا اینقدر ما مظللومم *( هیع
اینبار سرغ پورت کردن میریم :)
سونی از سال قبل تصمیم گرفت برای اینکه مخاطب های بیشتری به سمت پلستیشین جووونش بکشه یه سری بازی هایی که ما pc دار ها در حسرتشون بودیم رو بیاری روی کامبیوتر ^_^ ملت کلی هیجان زده شدن و آخجون بالاخره uncharted و god of war روی کامبیوتر تجربه میکنیم ^_~
عالی عمل کرد :/
یعنی هر پورت و انتشارش روی pc یا خیلی بهینه نبود ( نیازمند سیستم غول ) یا باگ داشت . و آخرین انتشار هم تعلق میگیره به استدیو لوس و ننر ناتی سگ!
.
.
همون ناتی داگ سابق
last of us یکش نه دو ، جزو یکی از تاثیر گذار ترین ماجراجویی های تاریخ گیمه، ماجرایی به شدت احساسی، دراماتیک و تاثیر گذار که نشون داد چقدر میشه توی جهان یه اثر غرق شد و حتی گریه کرد ...
اما پورت pc بازی ، توجه کنید ، بازی که سال 2013 منتشر شده رو ، سال 2014 ریمستر کردن ، بعد سال 2022 دوباره ریمیک کردن بعد اون ریمیک رو روی کامبیوتر منتشر کردن نتیجه شد این :)
.
استدیو کلی مجبور به عذرخواهی شده و میگن دارن روش کار میکنن تا حوار تا بچ بدن دانلود کنید این وصله پینه شه درست شه ولی چیزی که نظرمو جلب کرد اینههههه
.
به علت کش اومدن دختر جوئل ما توسط زامبی مردیم :/
.
.
نمراتت این نسخه اونقدر توسط مردم کوبیده شد که میانگین کل نمرات استدیو nothy dog یعنی تمام آثارش از کراش ، آنچارتد و لست اف آس ها یه جوری اومد پایین که استدیو قرار گرفته تو حالت " متوسط "
کارمای نمرات الکیه last of us 2
درسته که تازه نسل نهم شروع شده (2020 تا الان) اما این بیهنه سازی های خراب و پورت های بد ، باگ هایی که فقط تو نسخه pc پیدا میشن نشون میده سازنده ها اصلا یادشون رفته
.
.
بابا !
.
هنوزم بزرگترین مصرف کننده شماها ماییم نکبتا -.-
.
.
دسته نینتندو کنسول داره ، مایکروسافت ایکس باکس داره سونی پلستیشن داره ، استیم کنسول دستی داره اندرویید هم هست آِیفون هم هست ولی تو این شلوغ بازار جدی جدی فقط ماییم که بالای 50 درصد رو گرفتیم .
.
.
هم این موضوعات و هم بحث آپدیت روز اول قشنگ نشون میده یه عده مارو مسخره خودشون کردن .
ماشالله آدم این قسمت " نوشته های پیشین " رو میبینه عشق میکنه :/ میوه تره بار میفروشن این اونو میزنه اون به این چاقو میکشه ...
بگذریم :) خوشحالم ازین وضعیت ^^
.
به عنوان کسی که زیاد تو این فضا ها تنها بوده ...
.
خب ، اگه کسی کانال کازینو رو دیده باشه یه ویدئو شرم سار از من دیده که توش گویندگی کردم -.- هرکی ویدئو های خیلی قدیمی تر رو ببینه میام به خوابش :/ اونا دیگه فاجعه هسته این
این تصمیم همینطوری به ذهنم زد موندم اسمشو چی بذارم .
حتما نظرتونو بهم بگید که اینی که دست کردم واقعا چیه ؟
رپچرنامه برای اون دسته از ماجراجوهاییکه نسخه های اول یا دوم و یا هردوتای سری " بایوشاک " - "bioshok " رو تجربه کردند ، قدم زدن توی شهری که بهش آتلانتیس گمشده دریا ها میگفتند ، شهر آرزو ها و رویا ها که هرکسی دوست داره بره توش ^^
بایوشاک دقیقا شبیه اون صحنه از فیلم " سرزمین فرداست " که یه دفعه از وسط ناکجا آباد یکی یه پیکسل میده دستتون ، همینکه لمسش میکنید کلا میرید یه دنیای دیگه ! دنیایی که نه خبری از درس و مشق مضخرفه و نه پدرمادری که دائم بهتون بگن اینکارو بکن اونکارو نکن این شغلو برو اون بدردت نمیخوره ....
یه ثانیم تردید نمیکنیم که پا به رپچر بذاریم ")
رپچری که اندرو رایان دقیقا با همین نیت بنا نهادش !
شهری بدون محدودیت و قوانین دست و پا گیر !
آزاااااااااادی مطلق !
آزادی برای خیلیا معنی متفاوتی میتونه داشته باشه ...
برای یه هنرمند ، آژادی یعنی هرچیزی رو هرجوری که خواست آفرینش کنه ، هی الکی دولت و حکومت نیان بهش گیر بدن این ضد اسلامیه این ضد مسیحیه تو کافری و بسوزوننش :|
برای یه نویسنده ، آزادی یعنی هرچیزی که هرمدلی که خواست بنویسه ، هی الکی دولت و حکومت نیان بهش گیر بدن که این ضد منافع ملیه ،تو خائنی ، ضد مایی و گونی بکشن سرش :|
برای یه روزنامه نگار آزادی یعنی هرچیزی که واقعیه و داره اتفاق میافته رو بدون سانسور به همه دنیا نشون بده ، هی الکی دولت و حکومت نیان بهش گیر بدن که این به صلاح ملت نیست ، اینو ننویس اینو بنویس ، آخرشم زندانیش کنن :|
برای یه شهروند ، آزادی یعنی بتونه با خیال راحت حرفشو بزنه ! اعتقادش رو بیان کنه و هی دولت و حکومت نیان سرک بکشن تو زندگیش که عههه جاسوسی میکنی ؟ چرا اینکارو میکنی ؟ آخرشم غیبش کنن :|
تو همه مثال های بالا دوتا کلمه همیشه مانع آزادی شدن :)
دولت و حکومت
پس بریم ادامه تا ببینیم چرا رپچر ساخته شد تا از شر دولت و حکومت خلاص شه ")
ترس روانشناختی یه شاخه از وحشت - بقاست که داستان بازی مربوط به ترس های خود شخصیت اول، مشکلات احساسی و روحی روانی اون باشه. سازنده ازاین ترس برای ترسوندن ما استفاده میکنه .
این سبک به جای اینکه یه قاتل زنجیره ارره به دست دنبال شما بندازه یا یه جهان پر از زامبی و موجودات فضایی تقدیمتون کنه میاد از درگیری های ذهنی چیزای ترسناک میسازه .
اگه "مقاله " رو بخونید اسم سایلنت هیل رو حتمامیبینید :) توصیه میکنم اون قسمت رو بخونید چون قشنگ توضیح دادم چطوری ترسناکه.