و اما قسمت پنجم توی مجموعه راهنمای " heroes jorny " که یه سری هاشو از خودم اضافه کردم !
گفتیم که کاراکتر ما چه کریتوس کبیر باشه یا مستر چیف به یه ماجراجویی دعوت میشه اما ازون امتناع میکنه ، بعد یه اتفاقی میافته حالا یا یه آدم و موجودی میاد وسوسش میکنه و قانع میشه یا حادثه ای چیزی رخ میده و شخصیت ما میره تو داستان :)
میخوام توی پارت هایی بگم که تو کشور بزرگ تقریبا 2 ملیارد نفری مردم چطوری به بازی ها دسترسی دارن و اینکه این کشور تو صنعت ویدئو گیم چیکار میکنه دقیقا !
کشور های چین، کره شمالی و روسیه سیاستشون کمونیستیه ! و الان من بخوام ضد کمونیست مطلب بذارم یکهو دیدی رفتم تو گونی
خیلیم عآلی
خب کمونیسم تو این کشور ها باعث میشه دولتشون همه چیو محدود کنه ! برای کنترل کردن مردم ، ساکت کردن منتقد ها و خلاصه این چیزا که هممون باهاشون آشنایی داریم.
تو این قسمت که بعد کلی مدت دارم میزارم :| سراغ قدم چهارم سفر شخصیت پردازی میشه
جایی که شخصیت ماااااااا
دعوت به ماجرا میشه اما ازون امتناع میکنه و بعد توسط یه شخص یا یه اتفاق متحول میشه که بیاد تو دانس ^_^
ماتوی ویدئو گیم کاراکتر هایی رو میبینم که آروم نشستند و یه نفر یا یه چیزی باعث میشه از جاشون تکون بخورن و قصه ما شروع بشه . این جرقه هرچیزی میتونه باشه که تو قسمت قبلی گفتم . اما شخصیت ابتدا بیخیال میشه .
توی آنچارتد چهار شخصیت اصلی یعنی نیتن اول میگه که حاجی من خودمو بازنشست کردم وِلُم کن اما اتفاقایی میافته و میاد وسط ماجرا
این امتناع کردنه ممکنه به خاطر بازنشسته شدن باشه ممکنه به خاطر این باشه که شخصیت ما اینقدر شکست خوردهاعتماد به نفسش خراب شده، ممکنه به خاطر ترس باشه ، خجالت میکشه یا اصن پول نداره مثل من :/
حالا داستان یه محرک میخواد که این شخصیت اول گشاد رو حل بده تو قصه ، توی ارباب حلقه ها ما گندلف رو داریم اما همه جا قرار نیست یه پیرمرد بیاد که .
توی god of war کریتوس بعد سه نسخه تیکه پاره کردن خدایان یونان دیگه سعی میکنه از جنگیدن فاصله بگیره، به پسرش میگه " کشتن خدایان تاوان داره " اما اتفاقاتی تو بازی میافته که کریتوس رو از لاکش میکشه بیرون و مبینیم داره یا ثور میجنگه :!
این محرک ها نیاز هستند و تو یه گیمایی ما میبینیم شخصیت اصلی بیدار میشه ، یه خبر میشنوه و با کله میره وسط دشمنا همرو میترکونه و خلاص!
این یه نمونه از کارایی که کاراکتر های شعار زده و فمنیستی انجام میدن ، کاراکتر های زنی که نیازی به راهنما ندارن، لزوما این راهنما یه مرد نیستا ! گاهی میتونه نتیجه کارای خود آدممم باشه یا یه دوست .
اما وقتی اینارو حذف میکنی و شخصیت تا ته بازی همرو میزنه قهرمان میشه جذابیت خاصی نداره ...
شما یه بازی مثال بزنید که توش شخصیت اصلی از رفتن به جایی امتناع میکنه ولی
امروز رفتم سراغ یکی از گنده های گیم که هنوزم گندست و هر خبری ،هر شایعه ای، یعنی حتی سرفه کردنش هم مثل بمب میپیچه تو اخبار . کسی که بسیار مرموزه ، فوقالعاده خلاقه و به نظرم اگه دو سه تادیگه ازش تو دنیا بود کره زمین نامرئی میشد :| بسکه این بشر کارای مرموزی میکنه
یه وقتایی هستش که حتی اگه گیمر نباشید هم اسم یه بازی خیلی سروصدا میکنه تا جایی که شمارم میکشه درون خودش و به جمع منتظرات ظهور اون بازی اضافه میشید :)
کمپانی های بازی سازی برای معرفی مح صول جدیدشون از هیچ سیاستی دریغ نمیکنن -.- برای اینکه اون بازی موقع انتشار فروش کنه ما نیاز به تبلیغات داریم چون عصر عصر تبلیغاته :|بععله
به هرحال نور هدایته ، بشتابید که به هرکی نتابه بی نور از دنیا میره "!
سومین پارت از قوانین عجق وجق گیم هارو داریم ، قواعدی که تو اکثر بازی های ویدئویی هست ولی اصلا منطقی نیستن و ختی بعضیاشون مسخرن
این قوانین بر خلاق ظاهرش احمقانه شون دلایل جالب خودشون رو دارن :)
پس میریم سراغ اولی
همیار شما که در طول بازی هر شرایطی زنده میموند با یه تیر میمیره
توی بعضی از گیم ها ما یه یار داریم. که در طول بازی با ما میاد و کمکمون میکنه .
در 80 درصد مواقع این یار ما یا تو دستو پاست یا بی مصرفه و همه چیز میافته رو دوش ما -.-
اما همین یار بی وفا تو هرشرایطی زنده میمونه :/ یعنی در طول بازی شما این برغاله رو بنداز جلوی دشمن ، تیر میخوره ،خمپاره میخوره آتیش میگیره ولی در مرحله بعد کاملا زنده و سرحاله !
اما
کافیه برسید به کاتسین بازی
کاتسین درواقع فیلم های وسط بازی هستند که ما کنترلی روشون نداریم . توی این فیلما ماموریت بعدی ما مشخص میشه و داستان جلو میره
داخل همین کاتسین ساده میبینیم اون یار خمپاره بخور نمیر ما ، با یه تیر تپانچه میمیره :|
ناموسا چراااا
ساختن شخصیت های مکمل خوب توی گیم اینطوریه که طراح یه سری فعالیت رو برای شما که گیمر باشید محدود میکنه و یا برای شما غیرقابل انجام دادن میکنه مثل باز کردن در های قفل یا چیزایی مثل این و اون رو بر عهده شخصیت مکمل شما میذاره :) از طرفی شخصیت مکمل توی داستان باید خوب باشه و مثل یه مترسک عمل نکنه
درواقع هوش مصنوعی بازی برای کمک به ما و داستان کنترل یه شخصیت رو بدست میگیره . این شخصیت کنار ما میجنگه و کمک میکنه اما هنوز طراحی بازی ها اونقدر قوی نشده که هم مفید باشه و هم غیر منطقی نمیره -.-
میشه گفت همیار ما تو بازیا اغلب اوقات فقط دشمن رو زخمی میکنه و نهاااایتا یکی دوتا رو بکشه ، این برای اینکه ما که خودمون بازیکن هستیم بتونیم لذت ببریم و همه دشمنا رو خودمون بزنیم . تو همین حالت اون همیار کلی تیر میخوره کلی زخمی میشه ولی تو مرحله بعدی زنده و سرحاله ...
یه جورایی تعادل بین این دوتا هنوز دست طراح ها نیومده
دومین قانون احمقانه !
چشمای ما اشعه ایکس دارن
تاحالا بازی های مخفیکاری رو تجربه کردین ؟ سبکی از گیم که الان باید کلیک کنی روش بخونی چیه :/ بدو
اما اگه تجربه کرده باشید حتما دیدید که تو همشون یه دکمه داریم ، با اون یه دکمه میشه پشت دیوار هارو دید @) قابلیتی که توی سبک مخفی کاری خیلی مهمه و باعث میشه بتونیم دشمنا رو غافلگیر کنیم .
تو مخفی کاری هایی مثل سری بتمن، اسپلینترسل شخصیت اصلی یه وسیله داره که ما مثلا کلید alt رو میزنیم و اشعه ایکسش فعال میشه .
در سری بازی batman arkham ما میتونیم با استفاده از وسایل خفنی که داریم پشت دیوار ها و دشمن هارو ببنییم و حتی با وصل شدن به کامبیوتر بتمن نوع سلاح ، دوست یا خلافکار بودنشون رو تشخیص بدیم :)
اما ناموسا تو بازی که شخصیت اصلی هیچی نداره چرا این قابلیت همینطوری الکی فعال میشه :/