ایـــکســـــ پــــــــــی

فرهنگ گیم و زندگی

ایـــکســـــ پــــــــــی

تجربه و بررسی بازی Alan wake 2012

آلن ویک یکی از خاص ترین آثار ویدئو گیمه که به بررسی تنش های فکری ادم میپردازه ")

توهم، خاطرات ، اعصاب خوردی ها ، تخیلات و حتی مشکلات روانی چیزایین که حسابی قراره شمارو همراهی کنن و یکی از جالب

ترین تجربیات زندگی تونو رقم بزنن. درست از همون لحظه های اولی که وارد جهان سم لیک میشید این موضوع رو با تمام وجود حس میکنید .

تاریکی

تاریکی یکی از قدیمی ترین و بارز ترین عنصر های داستان گوییه . اگه میخواید نیروی شیطانی رو توصیف کنید میگید تاریکی ،اگه

بخواید ظلمت و تنهایی رو توصیف کنید میگید تاریکی ، هیولا ها تو تاریکی میان ، چیزای عجیب و مرموز شبا اتفاق میافته ، تاریکی ها

منشا ظلم ، ترس و بدی توی 99/99999 درصد داستان ها هستند . اما تاریکی آلن ویک یکم فرق داره !

تاریکی دنیای وِیک زندست !!!

دارید وسط جاده رانندگی میکنید که سرو کلش پیدا میشه . کاملا سینماتیک تصادف میکنید و اینجاست که میفهمید تو ذهن ویک چیا میگذره ...

توی اولین تجربه با این تاریکی ترسناک یه چیزی خوب توی ذهنتون حک میشه و اونم یه صدای ناهنجار عجیبیه که هربار بلند و بلند

تر میشه . آدم نمیفهمه چشماش تار شدن یا جهان داره تار میشه !؟ هرچی اون صدا بلند تر میشه بیشتر حس مرموزش آدمو

میگیره که ناگهان میبینید یه آقاهه وایساده اونطرف جاده .

اولش میگید عه چه خوب شد یکی هست ماشینمو تعمیر کنم به کمکش ولی تبرو که تو دستش میبنیید تازه میفهمید عه ماجرا از

چه قراره

میخواد خرمونو بگیره ^__^

آلن ویک یه نویسنده مشهوره رمان های تخیلیه که از آثار استیون کینگ خیلی الهام میگیره . بعد از چاپ آخرین کتابش تصمیم میگیره

با همسرش یه سر گورشونو گم کنن برن یه جای آروم تر و دور از هیایو شهر و پول و آدمای گرگ صفت که هم روحیه شون عوض

شه هم یه ایده به ذهن این بشر بزنه که چی بنویسه . ماجرا درست از همین جا شروع میشه :)

جایی که اول ویک رو درحال رانندگی وسط جاده تاریک میبینیم که تصادف میکنه و اولین بار با چیزای عجیبی روبرو میشه ...

آدمایی که انگار از سایه سیاهی درست شدن و قصد جونشو دارن . با تبر و قیچی باغبونی دنبالش راه میافتن و اون فقط یه جای

امن داره

زیر تیر چرغ برق :/

یعنی اونقدری که سم لیک به اهمیت وجود تیر برق اعتقاد داره خود شهرداری های لس آنجلس و نیویورک باهم ندارن :| یه طوری

که اگه تیر چراغ برق های وسط جنگل رو از آلن ویک بگیری دنیا نابود میشه ! تیر چراق برققققققق

البته درستش نوره :)

آلن ویک تضاد زیبایی بین تاریکی و روشنایی ایجاد میکنه . تاریکی ها تفکرات منفی ویک هستند . نویسنده ای که رابطه خوبی با

همسرش نداره ، هی الکی بیخودی جوش میاره و خیلی تو خودشه . ویک میخواد از یه چیزی فرار کنه ، میخواد یه چیزی بنویسه اما

نمیتونه...

در عوض قسمت روشن آلن چیزیه که سال ها باهاش غریبه بوده . یه صدای سلامت که میگه کرایه ندارم ....:/

نه وایسا اشتباه شد

*آهنگ یاس را میبنددد

چیز یعنی یه صدا در حد نجم الدین شریعتی ! که اونرو از بدی ها حفظ میکنه و بهش میگه که باید همیشه به سمت نور بره :) آلن

ویک درواقع جایی بین تفکراتش و واقعیت گیر افتاده . اون هیچوقت تو جاده تصادف نکرده بود بلکه از خواب بیدار شد و خودشو با

همسرش رو اسکله کشتی دیدند . کشتی که به سمت جزیره حرکت میکرد .

قدرت یه نویسنده زمانی مشخص میشه که یه قلم ، یه کاغذ و یک ذهن در اختیار داشته باشه . جایی که اون میتونه از مورچه

گرفته تا خدا رو به چالش بکشه و جهانی بین جهان دیگه خلق کنه ") رقص قلم نویسنده روی ورقه که بهار رو یک باره به زمستان ،

نهنگ رو به حلوا ارده و بدی رو به خوبی تبدیل کنه ...

اما اگه این قدرت در اختیار شخص دیگه ای باشه چی ؟

اگه یه نفر دیگه قدرت نویسنده بزرگ رو بگیره و ازش برای نابود کردن شهر ها استفاده کنه چی ؟

بعد از اینکه استقرار میکنن و مستقر میشن و قرار میذارن که مقرور شن :/ نه وایسا دیگه بی معنی شد ، خلاصه اینکه بعد از کرایه

کردن یکی از خونه های اون جزیره برای اقامت کابوس های آلن ویک ادامه دار میشن و اینجاست ماجراجویی پیچیده تر و عمیق تر

میشه ...

در کنار آلن ویک بودن حتی شمارو هم گیج میکنه که دیگه چی واقعیه و چی نیست ، هر بار که شب میشه آرزو میکنید که مجبو

ر نباشید به جنگل برید چون همش این طوری میشه

آلن ویک

ادامه این ماجراجویی مارو با کاراکتر های مختلف به سبک فیلم های هالیوودی آشنا میکنه که به قطع میتونم بگم حتی یدونشونم

هم مفت ودوزاری و بیخودی نیستند . از دختر قهوه چی که رو مخمون راه میره چون یه نویسنده معروفیم تا گوینده رادیو که میتونیم

هرجا رادیو پیدا کردیم اخبار جزیره کوچیک رو ازش بشنویم. حتی اونم میخواد یه مصاحبه باهامون داشته باشه ولی دست رد به

دماغش میزنیم #

alen wake characters
نشستم کاور ساختم :/

پیشروی داستان آلن یکی از جالب ترین شیوه هایی که ممکنه باهاش مواجه بشین . خبری از یه بازی open - world با مرحله های

فرعی نیست . همه چیز تو لحظه خلاصه میشه ^) - شما وارد داستان خودتون شدید ! داستانی که صفحه به صفحه اونرو بین

مراحل پیدا میکنید و عینا هرچی نوشته توش واستون اتفاق میافته !

پشم ریزونه نه ؟

نویسنده اون متن ها شمایید ! ولی الان دقیقا جای شخصیت اصلی قرار گرفتین . پس اونی که داره مینویسه کیه ؟

یا حصین :/

اونم شمایید ؟

آلن ویکی که هرازچند گاهی از تلزویون ها اتفاقی میبینمش که داره با ذهنش کلنجار میره، با خودش حرف میزنه و انگار یه پیرزن

مرموزی کنترلش میکنه تا آلن ویکی که شما باشید رو نابود کنه !

انگار که یه نسخه دیگه از شما داره شما رو تو یه داستان تو در تو گیر میندازه و روحتون هم خبر نداره چطوری...

اگر بازی دیگه ای رو تجربه کرده باشید مثل resident evil یا dead space متوجه میشید توی آلن ویک چقدر همه کارا سخت و خشک و بی روحه اما اگه اینطوری نبوده ...

طوری نی ^___^

موسیقی های آلن ویک قطعا یه چیزین که عمرا اگه مثلش رو شنیده باشید . چه صدا گذاری درخت و محیط ، چه آهنگ هایی که بین هر اپیزود و تو رادیو پخش میشه واقعا باحالن و به شخصه گاهی الکی وایمیستادم آهنگه تموم شه بعد برم :/

از آهنگ های راک و پاپ از خاننده های مختلف استفاده کردن و با اون فضای بازی و حال و هوای آمریکایی اصلا یکی میشه ^^

توی آلن ویک چراغ قوه از کلیه هاتونم با ارزش تره ! نور شدید اون میتونه ذات تاریک دشمنا رو از بین ببره ، توصیه میکنم تا وقتی تاریکی شون رو از بین نبردین شلیک نکنید :/

کلی مردم تا اینو فهمیدم -.-×

اما آیا چاقو یا سلاح دیگه ای هم دارید ؟

نه :|

حتی تفنگ هایی که دارید هم تا آخر باهاتون نمیمونن و هربار که شروع میکنید به گشت و گذار چپتر جدید از اول یا تفنگ پیدا میکنید یا یکی بهتون تفنگ میده :) که این خیلی طبیعی تر از بازی های دیگس چون تو اونا یه شات گان گیر میارید و بعد تیر هاش همه جا ریخته ماشالله !×

با زدن کلید shift میتونید بدوید و جا خالی بدید اما باید خستگی بعدشو به جون بخرید .

آلن ویک شمارو توی رویای خودش غرق میکنه ، نمیتونید و قرارم نیست که بتونید بازی رو سریع انجام بدید . باید گم بشید ، نور بندازید و آروم باشید . حواستون به ژنراتور های برق باشه که روشنون کنید چون هم ذخیره ساز هستند (بمیرید از اونجا ظهور میکنید ) و هم شمارو محفوظ نگه میدارن از شر تخیلاتتون !

اما این گیم پلی زیاد روان و خوش دست نیست ، هی صحنه آهسته میشه و گاهی گیر میکنید بین سنگا چوبا ، یا اینکه وقتی میخواید هدف گیری کنید متوجه میشید 3 تا تیر زدید به درخت :/

در واقع مشکل اینجاست که وقتی سایه ها حمله میکنن جا واسه فرار نیست یا خیلی سخته چون بعد یه ذره دویدن خسته میشه ، افت فریم پیدا میکنه ( کند میشه ) یا دشمنا یه جوری ضربه میزنن فرصت شلیک پیدا نمیکنید -.- هی این میزنه تا مییای شلیک کنی اون یکی دوتا میزنه میمیری :/

به زبان ساده گیمپلی خشک و ساده ای داره

در طول تجربه تون شما نارنجک ها ، منور ها و چراغ های مختلفی پیدا میکنید که همه برای دور کردن تاریکی عالین ، چراغ قوه ها و بعضی تفنگ هارو میتونید بای یه نمونه بهتر عوض کنید.

درکل اگه اهل سینما باشید باید بگم آلن ویک مثل فیلم " fight club " توی دنبای بازی هاست . پس اگه دلتون یه داستان باحال و متفاوت میخواد درنگ نکنید ^)

نسخه دوبله فارسی این بازی هم موجوده که خوبه انصافا :/

🌹mohammad🌹
سه شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۱
9:52
دندان روی جگر بگذار.