ایـــکســـــ پــــــــــی

فرهنگ گیم و زندگی

ایـــکســـــ پــــــــــی

سیاست در گیم: سرمایه داری - پارت اول

زمانی بود که دنیای ویدئو گیم چیزی جز یه پروژه آزمایشگاهی به حساب نمیومد. پروژه ای به اسم Tennis For Two که برای انجامش نیاز به یک دستگاه Oscilloscope یا اوسیلوکسوپ داشتید. جالبه که سازنده این ایده یکی از سازنده های بمب اتم هم بوده :) مدت ها گذشت که این گونه جانوری دوپای هوشمند از این تکنولوژی برای اهداف سرگرم کننده استفاده کنه و بازی pong سال 1985 یا 1364 توسط آتاری معرفی شه.

بازیسازی در ابتدای دهه هشتاد میلادی و زمانی جنگ ایران - عراق فرایند خیلی پدردرار و هفت خوان رستم مانندی بود که ختم به بازی های ساده و سرگرم کننده ای میشد و نیازمند دستگاهی به نام کنسول بودند. میخواستم بگم آرکید بعد طی تحقیقات پلشتی فهمیدم اون دوره کنسول های خانگی رواج داشتند -.-. خلاصه که بازی پونگ حسابی محبوب شد و باعث شد کلی کنسول و کارتریج ( مثل سیدی برای کنسول ) فروش برن.

آتاری پیشگام وقتی دید خدا راضی، بنده خدا راضی و خودشم راضی سرمایه بیشتری تزریق کرد و بیزنس آغاز شد 💵 $$

آتاری 2600
کنسول بازی Atari 2600

شرکت های دیگه ای هم تا فرصت رو دیدن غنیمت شمرده و کنسول خودشون رو ساختند نینتندو، سگا و Magnavox. دیگه پخت و پز رو شروع کردن، هر روز یه گیم ، گیم رو گیم، گیم اندر گیم و اینقدر پول میریختن توش و گیم و کنسول میساختن که ناگهان سال 1983 ملت گفتن هُششششه! وایسا بینم :/

این چه زباله تعاملیـــــــــــــــه ؟!
E.T: The Extra-Terrestrials

یه لحظه بازار ترمز کرد و یه نگاه به وضعیت انداخت، دید من و این همه ریدمان محاله :| یعنی اینقدر کنسول و گیم تولید شده بود که از تقاضای بازار زده بود بالا، بازی های آشغال و کپی همدیگه بشریت رو گرفته بود. کار به جایی رسیده بود که سِگا عین سَگا بازی توسعه داده بود "|

بحران ویدئو گیم سال 1983 که درامد این صنعت رو از 3 ملیارد و 200 ملیون دلار 97% کم کرد و شد 100 ملیون دلار! وضعیتی که باعث نابودی خیلی از کمپانی ها و استدیو ها شد و کلا وضعیت پخت و پز بازی رو تغییر داد.

علتش فقط این نبود که بیش از حد بازی ساخته شده بلکه بیش از حد بازی آشغال ساخته شده بود و مردم داشتند بازی هارو پس میدادن، سگا و بعضی کمپانی های دیگه تا دیدن بازار داغه ورداشته بودن به توسعه دهنده های آبرومندی مثل اسکات وارشاو که کلی باز خوب ساخته بود گفتن 2 ماهه بازی بساز، فقط بساز هرچی شد مهم نیست.

نتیجش شد اون گیف!

این دوره تقریبا اولین باری بود طمع سرمایه دار ها کار دست سیستم داد، شرکت سگا که از بازیسازی خوشش اومده بود با برنامه نویس ها مثل برده رفتار میکرد و حتی اسمشون رو هم آخر بازی ها نمی آورد، یه فضای زندان مانند داشت که مبادا برن تکنولوژی کنسولشو رو لو بدن. اینجا بود که اکتیویژن اولین شرکت third- party شد. شرکتی که بازیساز های نگون بخت رو جمع میکرد و برای بقیه کنسول ها بازی منتشر میکرد.

بازی ساز بنده خدایی که اون دوران اول فکر میکرد میتونه اندازه خواننده ها و بازیگر ها معروف شه ولی چیزی جز نیروی کار نبود.

حتی امروز...

از طرفی همون دهه هشتاد تازه کامبیوتر ها هم تولید میشدن مثل apple one, ،Commodore Pet و IBM 5150 که با اینکه خیلی نسبت به سیستم های الان ذغالی حساب میشن ولی اون زمان هم ارزون تر از کنسول ها بودن و هم بازی ساختن واسشون به صرفه تر بود. مثلا میتونستید بازی تون رو ذخیره کنید ":)

بحران گیم 1983
728000 کارتریج دفن شده از بازی های سال 1983 توسط خورده فروشی ها
اوضاع به قدری بد بود که مردم بازی رو پس میدادن یا نمیخریدن و شرکت هم اونارو
از مغازه ها پس نمیگرفت، حتی تخفیف 80 درصدی هم جواب نمیداد.
مردم بازی نمیخواستند!
آخرش همرو دفن کردن.
بازی شامپو گلرنگ و عمو پورنگ رو یادتونه؟!
شرکت ها کاری کرده بودن که واسه تبلیغ غذای سگم یه بازی واسه تبلیغات بدن بیرون
یه همچین چیزایی

این رو بذاریم کنار تورم که در نهایت کاری کرد که خورده فروشی ها فکر کنن بازار ویدئو گیم تموم شده و زدن تو کار فروش چیزای دیگه، حتی نینتندو مجبور شد اسم کنسولش رو عوض کنه که جای یه وسیله دیگه بذارنش تا بفروشه، درحالی که همون کنسول بود.

با گذر ازین بحران استاندارد های جدیدی وضع شد، مثلا ناشر ها دیگه نذاشتن هر بازی بی کیفیتی رو کنسولشون منتشر بشه بلکه باید تست کنن ببینن اصن چیز حلالی هست یا کفری بیش نیست -.-. نینتندو یه جورایی همرو نجات داد و بیشتر بازار کنسول هارو مال خودش کرد. با بالا بردن کیفیت آثارش. شرکت هایی مثل Magnavox هم کلا ورشکست شدن.

یه عدم مثل EA و ACTIVISION زنده موندن.

بدون سرمایه اولیه، سودهی سخت و ریسک کار بالا میره اما وقتی فرمون بدی دست سرمایه همچین آش شله قلم گوسفندی هم درست میشه.

اوضاع رو به بهبود بود. با شروع دهه نود میلاد و ظهور پلستیشن خلاقیت تو بازی سازی به سقف رسید. اکثر عناوین خفنی که امروز درحال ریمیک شدن و شیردوشی هستن مال این دورن عناوین حقی مثل Metal gear solid, Resident evil, Zelda, GTA, DMC , DOOM, Street fighter, Final fantesy و یه دوجین عنوان دیگه که از دهه 90 تا اوایل 2000 استاندارد هارو یکی بعد از دیگری جابجا میکردن ":)

بهترین بازی های 1990 تا 2010
اینقدر زیادن جا نمیشن :)

اون سخت گیریه باعث شده بود جنس خوب بدن دست خلق الله

همین جا ها بود که یه ایده ای به ذهن بروبکس رسید که چرا کنار فروش بازی محتوای اضافه تر براش نسازیم؟ اینطوری بود که DLC اختراع شد ":)

دی ال سی یا محتوای اضافه اول به صورت چند تا مرحله داستانی، لباس و اسلحه و ماشین و ازین چیزا بود که با پرداخت پول اندکی میتونستید به بازی اضافش کنید. بعد ها اما valve این بزرگمرد دوران، یه حرکت عجیب زد. اون یه بازی رو به دو قسمت مساوی تقسیم کرد و دو بار فروختش :|

half life 2 یکی از خفن ترین بازی های تاریخ دوتا اپیزود داشت بعد اینا هر دوتا شو جدا جدا فروختن. ولی بهشون میرسید. من اپیزود اولش رو تجربه کردم و بهتون میگم اینقدر چیز غنی و خفنی و دوبله خوفی داره که میارزه -.- بعد ها هم GTA San Andreas اینکارو کرد. کلا DLC به خودی خودش چیز بدی نیست مثلا DLC های سیدی پراجکت رد لهستانی همیشه غنی و خفنن و تقریبا نصف قیمت خود بازی هزینه شونه ولی ساعت ها محتوا دارن. علاوه بر اون دی ال سی های با کیفیت باعث افزایش فروش و عمر بازی میشن و شرکت ها بعد از چند سال نسخه هایی مثل Gold edition یا کامل که دارای همه دی ال سی ها هستند رو جداگانه میفروشن.

ولی نکته منفیش اونجاست که شما زه بغل پراید رو به عنوان آپشن بفروشی یعنی یه بازی بدردنخور خالی رو بدی دست مدم و با dlc تازه کاملش کنی -.- ینی از قصد از بازی یه چیزایی حذف کنی و بعدا اضافه بفروشی

مثل بتستدا که یه زین اسب رو 2.5 دلار کرد تو پاچه ملت :)

دی ال سی 2.5 دلاری بتسدا
زره‌ی اسب The Elder Scrolls IV: Oblivion
خب بتسدا DLC های خوبی ساخته و میسازه ولی این یه بار رو امتحان کرد
ببینه میتونه فقط یه زره اسب رو بکنه تو پاچه ملت :)

تا سال 2000 صنعت گیم درحال رشد و تولید بازی های حقی بود و سرمایه بیشتری جذب میکرد. علاقه مندان به این حوزه هر روز بیشتر میشدن ،چه گیمر ها و چه سرمایه داران گوگولی مگولی اما با اهداف و ارزش های متفاوت. گیمر ها برای سرگرم شدن بازی میکنند و سرمایه دار ها برای افزایش پول توی جیبشون پول میذارن. خب سرمایه محور بودن یه باگ داره و اون نداشتن هیچ محدودیتی برای افزایش پولتونه.

به زبان ساده رنسانس اروپا وقتی دین رو از تصمیمات سیاسیش کنار زد کم کم باهاش اخلاق و چهار چوب های اجتماعی رو هم گذاشت کنار. اون دیکتاتوری مذهبی کلیسا اینقدر بهشون فشار آورده بود که از اونور بوم افتادن و دینداری رفت گوشه خونه، هرکی واسه خودش، ارزش های اجتماعی که قبلا مشخص بود حالا قابل تغییر بودن. توسط هرکی که زورش میرسه ":)

مثلا تو مصاحبه های قدیمی خانمای اروپایی - آمریکایی تمایلی به لباس های بدن نما و نیمه برهنه نداشتن ولی الان تیپ مردا همون مدلی مونده درحالیکه خانما هرچی کم لباس تر جذاب تر حساب میشن :) یا استعمار کشور های دیگه برای طلا و نفت و نیمه رسانا ها که بعد از تغییر اروپا شروع شد. ترور و تغییر حکومت ها، صنعت مد، موسیقی های دهه های اخیر و صنایع و محصولاتی که دستتونه اصن، قدیم چند تنوعشون بیشتر بود الان اکثرا شبیه همن از ماشین بگیر تا همین گوشی که داری باهاش این مطلب رو میخونی!

کلا جامعه ای که ارزش هاشو میذاره کنار و بیشتر مادی گرا میشه، همون مادی گرایی ارزش های جدیدی براش درست میکنه. سرمایه داری باگش اینکه محدودیتی نداره، شما یه کشور رو بترکونی واسه نفتش هم اوکیه مردم رو مریض کنی و دارو بفروشی هم اوکیه. با وجود موارد مثبتش مثل بازار آزاد و کمک به تولید و صنعت و رفاه و بهداشت و کلا کیفیت زندگی. تو قسمت بعد سراغ پرداخت درون برنامه ای، کرانچ و تاثیر روی کیفیت بازی ها در طول زمان میریم.

.

.

حتما نظرتون رو باهامون درمیون بذارید تا ما نیز آگاه تر شویم .

منابع این قسمت:

بحران سال 1983 ویدئو گیم

زره اسبب بازی الدراسکرولز4

مصاحبه زنان انگلیسی درباره مد و لباس 1964

🌹mohammad🌹
دوشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۴
16:20
دندان روی جگر بگذار.