اساطیر ایرانی که میتونن یه بازی خفن باشن
۱. تپه پیسا _ اولین جان ویک تاریخ !
تپه پیسا ، یه تپه تاریخیه توی همدان و قبلا یه قلعه بوده که در طول زمان تخریب شده.
یه داستان قدیمی هست که میگه :
یه زن شوهر بودن که تازه ازدواج کرده بودن و بچه نداشتن. یه روز زنه مریض میشه و شوهرش ، اونو میبره پیش جادوگران تپه پیسا تا همسرش رو درمان کنن. اما جادوگرا به اونا اهمیتی نمیدن و میگن برو گمشو داهاتی.
به همین خاطر بعد از مدتی اون دختر میمیره و شوهرش برای انتقام به سراغ قلعه جادوگرا میره و عمه ننشون رو استخراج میکنه و رئیس جادوگر ها رو در زیر تپه زندانی میکنه تا همیشه در عذاب ابدی باقی بمونه.
حالا میتونیم مثل دارک سولز ، این آقا رو با دیو ها و جادوگر های توی قلعه بزاریم و مانند دوم اسلیر ، تمام شیاطین و اهریمن ها رو به خاک و خون بکشیم و پدرشونو دربیاریم. یا اینکه مثل بازی های سولز لایک ، یه نوار خستگی بزاریم تا بازی کاملا حال و هوای میازاکی بگیره !
مشاهده میفرمایید ؟ چنین بازی ای میتونه دارک سولز ها و بلاد بورن رو با هم با خاک یکسان کنه !
![]()

۲ هفت خان رستم
هفت خان رستم برای یه بازی خطی فوق العاده است ، محیط های متنوعی داره و چالش ها و مراحل مختلف. اگه روی باس فایت های جادوگر ، اژدها و دیو سپید به خوبی کار بشه ، بازی زیبایی میشه.
۳. هفت خان اسفندیار : سارگون فرار کن ، شاهزاده واقعی برگشته !
اگه اینجا محل پخش و انتشار ادیت های کرجی بود ، اینجا مینوشتم « داستان دفاع از ناموس 🔪»
ولی نیست ؛ با این حال اسفندیار برای نجات خواهر هاش سفرش رو شروع میکنه.
لهراسب ، پادشاه توران با دار و دسته اش به ایران حمله میکنه و متاسفانه ایران رو شکست میده و دختر های شاه رو که کاخشون در قسمت شرقی ایران بوده ، میدزده.
اسفندیار ، شاهزاده ایران برای بازگرداندن کشور و نجات خواهر هاش دست به کار میشه و مناطق اشغالی رو آزاد، و به توران هم حمله میکنه .
در راه حمله به رویین دژ که قلعه لهراسبه ، ما باید از هفت سرزمین عبور کنیم که هر کدوم معما گونه هستن و باید معما هاشو حل کنید تا به باس فایت اون محیط برسید . برای هر باس فایت هم باید استراتژی مخصوص خودش رو پیدا کرد تا بشه شکستش داد.
البته اگه شاهنامه بخونید خیلی راحت میشه معما ها رو حل کرد و مادر دشمنان رو به عزاشون رسوند ! چون توی شاهنامه به دقت و جزئیات نحوه جنگ اسفندیار با اونها رو توضیح داده.
۴ . ماه پیشانی
این داستان ، مناسب یه بازی شبیه لیمبو و 41148 هست .
خلاصه اش میشه :
میگن قدیما خانواده ای با هم زندگی میکردن و دخترشون هر روز میرفت مکتب . کم کم معلم مکتب خودشو قالب میکنه به بابای دختره و میشه زن بابای دختر.
بقیه داستان هم دقیقا چیزی شبیه به سیندرلا هست با این تفاوت که ما ماجراجویی هایی در زیر زمین و دشت ها و طبیعت هم داریم و با دیو ها و اجنه هم باید رو به رو شد .
دیزنی اومده از داستان بسیار قدیمی ایرانی ماه پیشانی اصکی رفته ، اسمشم گذاشته سیندرلا و کلی هم فروخته ؛ ولی خیلی از ما ایرانی ها نمیدونیم اصلا همچین داستانی وجود داره !
جهان تیغ - اساسین کرید دنیای افسانه !
اینم داستان یه شاهزاده است که برای پیدا کردن دختر چهل گیس سفرش رو آغاز میکنه و در راه به صورت مخفی کاری و اساسینی با اژدها ها و دیو ها مبارزه میکنه و سر از قصر های پادشاه های مختلف در میاره .
چطور بود ؟ از این مطلب خوشتون اومد ؟
بخوای بلند پروازی بکنی نظر نذاری پرهاتو قیچی مکنم تا خروس ها محلتان بپرن سرت